|
سلام به همه دوستان گلم
امیدوارم همتون خوش و خرم باشید.
من یه ذره حرف خصوصی باهاتون دارم که با اجازتون می خوام بهتون بگم.
من نوشتن این وبلاگ روشروع کردم فقط واسه دل خودم.یه جورایی یه دفترچه خاطرات بود برام.زیادم با قواعد اینکار آشنا نبودم از جمله نظر و نظر دادن.
البته تا وقتی کسی نظر نمیداد زیاد برام ارزش نظر تو طراحی وب ملموس نبود اما وقتی اولین نظرات رو خوندم کم کم بهش عادت کردم . متوجه شدم وب بدون نظر حالا از تشویق گرفته تا انتقاد ( که البته تا حالا تو هیچ وبی ندیدم کسی انتقاد کنه) حکم یه برنامه تلویزیونی رو داره که بیننده نداشته باشه , هرچندم که قشنگ باشه بیهوده ست.
ولی از این موضوع هم نباید بگذریم که ما داریم یه خورده ای ارزش نظرات رو زیر سوال می بریم. الان تنها واسه این به وبلاگهای دیگه سر می زنیم و نظر می دیم که اونام بیان به وب ما سر بزنن و نظر بدن.بیشتر به تعداد و کمیت نظرات توجه می کنیم تا اصل موضوع و اصل نظر. یه طوری شده که هر کس تو هر وبی اپ میکنه اپش حرف نداره و خیلی قشنگه. یعنی نمیشه که یه اپ قشنگ نباشه؟ چرا از هم انتقاد نمی کنیم؟
همه این حرفا باعث نمیشه که من از دوستانی که تو این مدت منو مورد لطف خودشون قرار دادن تشکر نکنم.از همگی شما ممنونم.
از این موضوع بگذریم می خوام یه خواهشی ازتون بکنم.
ما یه دختر و پسر جوونیم که اگه خدا بخواد و عده ای یاری کنن می خوایم باهم ازدواج کنیم. از اونجایی که ما خیلی بهم حساسیم می خوام از شما دوستان تقاضا کنم که تو نظراتتون ما رو با کلمات محبت آمیز خطاب نکنید چون در غیر اینصورت واسه اینکه کدورتی بینمون به وجود نیاد ناچاریم نوشتن وب رو کنار بذاریم و بر خلاف میلمون از همتون واسه همیشه خداحافظی کنیم.
واقعا ازتون ممنونم.
قسمت سوم داستان سینوهه در ادامه مطلب+
|